تبلیغات
Shawolstories - نفرت یا عشق8/2
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
جمعه 12 آبان 1391 :: نویسنده : الیکا

خوب دیگه این داستان تموم شد .اینم عکس شاینی تو لباس دومادی!


نلی:یه چیزیو میدونستی؟

مینهو:چیو؟

- اینکه من از اولشم ازت بدم نمیومد،دوستت داشتم.

- پس چطور راضی شدی تا منو گروگان بگیری؟

- میترسیدم بقیه بفهمن.

- حالا که این حرفو بهم زدی راحت تر میتونم حرفمو بهت بگم.

- میدونم میخوای بگی که من دیوونه ام که از تو خوشــــــــــــــ...

- نه...میخوام بگم که عاشقتم.

نلی تو چشمای مینهو نگاه میکنه و میگه:یعنی دوست داری من پیشت باشم؟

- من این یه ماهم که تو رو ندیدم کلی ناراحت بودم.حالا که دیدمت و بهت گفتم که دوستت دارم خیالم

راحت شد.

- خوب پس تصمیم رو گرفتم.

- و اون چیه؟

- میخوام کره بمونم.

- مگه قرار بود بری؟کجا؟بدون من؟

- آره،مهم نیست کجا.مهم اینه که میخوام پیش تو بمونم.

__________________________________________________________

اونیو:چرا تو این یه ماه نیومدی کنسرتمون؟

سارا:تو چرا بهم زنگ نزدی؟

- جراتشو نداشتم؛فکر میکردم اگه زنگ بزنم گوشی رو روم قطع میکنی.

- یعنی اونی که زنگ میزد و حرف نمیزد تو بودی؟

- پس بالاخره فهمیدی.میخواستم صداتو بشنوم و بفهمم که سالمی...ولی این اواخر...

- آره،خطمو عوض کرده بودم.فکر میکردم مزاحمه.

- خوب حالا میدونی که من دوستت دارم.میخوای چیکار کنی؟

- میخوام بگم که تو این یه ماه دوست داشتم ببینمت و به همه ی کنسرتات میومدم.

- پس یعنی تو هم منو دوست داری.

- آره.

- دیگه از این به بعد میتونم ببینمت و بهت زنگ بزنم.نه؟

- آره.من هیچ جا نمیرم؛همینجا میمونم.

____________________________________________________________

کی و الیکا داشتن با هم میرقصین که اون پسره که با الیکا بود اومد.

الیکا تا اونو دید گفت:وای این اومد.

کی:کی اومد؟

پسره میاد جلو و میگه:یه دقیقه رفتم مشروب بیارم،چه آهنگی ام گذاشتن.

و میاد دست الیکا رو میگیره ولی کی هم از اونور دست الیکا رو میگیره.

کی:چیکار میکنی؟

پسره:دارم دخترمو ازت پس میگیرم.اون همراه من بود مگه بهت نگفته؟

کی به الیکا نگاه میکنه و الیکا باناراحتی سرشو به علامت مثبت تکون میده.

کی که متوجه میشه الیکا دوست نداره با اون بره گفت:بهتره بذاریم خودش انتخابشو بکنه.

الیکا چشاش چهارتا میشه،نمیدونست باید چیکار کنه اگر کی رو انتخاب میکرد یعنی غیرصریح داشت

 بهش میگفت که ازش خوشش میاد و اگه اون پسره رو انتخاب میکرد نمیتونست با کی باشه.

کی واقعا دلش میخواست احساس الیکا رو نسبت به خودش بدونه ولی اگه الیکا پسره رو انتخاب میکرد

دیگه هیچوقت نمیتونست ازش بپرسه.

الیکا:من...من....میخوام با کی باشم.

و پسره با حرص دست الیکا رو ول میکنه و میره.

کی:دیگه داشتم ناامید میشدم.

کی خودشو اماده کرده بود که به الیکا بگه دوسش داره که الیکا گفت:

- من میخوام برم آمریکا.

کی:نـــــــــــــــــــــــــه.

- چرا؟

- اخه مردای اونجا خیلی هیزن و هرکی بیاد دم دستشون بوس میکنن و زندگی اونجا خیلی گرونه و آب

و هوای گرمی هم دارهفتازه میگن توی خیابوناش موشم داره .

- اینا دلیلی نیستن که منو راضی کنم تا نرم.من یه دلیل قانع کننده میخوام.

- اگه بهت بگم که به خاطر من نرو چی؟

- چی؟

- خوب گوش کن من یه بار بیشتر این حرفو نمیزنم.من حس مسکنم که تورو دوست دارم و دارم ازت

خواهش میکنم که نری و همینجا پیش من بمونی.

- همین یه دلیل برام کافیه.من اینجا میمونم.

______________________________________________________

الان همه ی شاینی داشتن تو آسمونا سیر میکردن.همشون فهمیده بودن که دخترا اونا رو دوست دارن و

خودشونم به عشقشون اعتراف کرده بودن و داشتم میرقصیدن که آهنگ به آخرش میرسه.

توی صحنه ی آخر رقص باید پسرا دخترا رو خم میکردن و اونا رو میبوسیدن!و شاینی هم که از

خداشون بود دخترا رو به سمت عقب خم میکنن و خودشون به سمت صورت اونا خم میشن و اونا رو

میبوسن و دخترا هم به بوسه ی اونا پاسخ میدن.

و بعد پسرا میرن روی صحنه و اونیو میگه:ما این آهنگ رو به کسایی که خیلی دوستشون داریم تقدیم

میکنیم؛یعنی سارا و الینا و سبا و نلی و الیکا.

و بعد آهنگ Honesty رو میخونن.

________________________________________________________


یه سال بعد(تو سالن عروسی)

کی:بچه ها پنج تا با هم یه کم خز نیست؟

مینهو:فکر کردی ما خودمون خوشمون میاد؟مجبوریم دیگه.

جونگ هیون:چرا انقدر سخت میگیرین؟یه خاطره ی به یاد موندنی میشه.

تمین:شانس آوردیم که هرکی با یه ماشین میاد وگرنه اگه همه با یه ماشین میومدیم که خیلی ضایع بود.

اونیو:من که دوست دارم.چرا نمیان؟

تمین:رفتن گل بچینن.

که میبینن دخترا دستاشون توی دستای پدراشونه و دارن به سمت اونا میان و هر دختری روبروی پسر

خودش وایمیسه و پسرا خواستن تور رو از روی صورت دخترا بر دارن که عاقد نذاشت و گفت:

- شما هنوز زن و شوهر نشدین.

پسرا داشتن از فوضولی میمردن و میخواستن عاقد رو خفه کنن.

عاقد:اگه آماده این من مراسمو شروع کنم.

و شروع میکنه از اون چرت و پرتا میگه و آخرش که مهمه میگه:من شما رو زن و شوهر اعلام میکنم.

و بعد پسرا خیلی زود تور رو از روی صورت دخترا برمیدارن و محو تماشای اونا میشن و بعد حلقه

هارو توی دستای هم میکنن و مردم یک صدا میگن:

- بوس...بوس...بوس...(عروس دومادو ببوس یالا یالا یالا)

و بعدشم که دیگه خودتون میدونید خوبیت نداره من بنویسم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:59 ب.ظ
I am genuinely grateful to the owner of this web
site who has shared this impressive article at at this place.
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:51 ق.ظ
Quality articles or reviews is the main to be a focus for the visitors to pay a
visit the web site, that's what this web site is providing.
سه شنبه 14 شهریور 1396 08:53 ق.ظ
This is very interesting, You are a very skilled
blogger. I've joined your rss feed and look forward to seeking more of your fantastic post.

Also, I've shared your website in my social networks!
دوشنبه 30 مرداد 1396 02:10 ب.ظ
Having read this I believed it was rather informative.
I appreciate you spending some time and effort to put
this information together. I once again find myself personally spending a lot of time both reading
and leaving comments. But so what, it was still worth it!
جمعه 13 مرداد 1396 10:37 ب.ظ
This is a very good tip particularly to those fresh to the blogosphere.
Simple but very precise info… Thanks for sharing this one.
A must read post!
پنجشنبه 29 تیر 1396 12:26 ق.ظ
If you would like to take a good deal from this paragraph then you have to apply such strategies to your won webpage.
سه شنبه 22 فروردین 1396 03:03 ق.ظ
Hi there to all, it's genuinely a pleasant for me to visit this site, it consists
of important Information.
یکشنبه 14 آبان 1391 01:58 ب.ظ
سیلاااااااااااااام...کجایی تو اونی من؟؟؟؟؟
حالت چطورهههههههه؟؟؟؟؟؟دلم برات تنگ شده بووووووود...وقت کردی به منم سر بزن...!
الیکا همینجام.
باشه فردا حتما میام.
شنبه 13 آبان 1391 11:24 ب.ظ
سلام عزیزم....کاری نداشتم فقط میخواستم بگم ..بقیه داستانو گذاشتم..
الیکا واقعا؟اومدم
شنبه 13 آبان 1391 06:35 ب.ظ
اجی جون اپم بدو:-*
الیکا اومدم آجی
شنبه 13 آبان 1391 06:08 ب.ظ
man linket kardam

age khasti ba
just...shinee...just...you
linkam kon
bye


parte akhareshoo doos daram
الیکا باشه
شنبه 13 آبان 1391 02:03 ب.ظ
سلاااااااااااااااااام
ببخشید دیر اومدم.یه گله ازت دارم.واسه چی خبرم نمیکنی وقتی میذاری؟
مرسی عزیزم.خیلی باحال تموم شد.
دستت درد نکنه.خسته نباشی...
راستی خوب شد اخرشو سانسور کردی وگرنه من میدونستم با تو....
منم دیگه با کی قهرم...رفتم تو خط تمین...
ولی اگه بازم داستان گذاشتی میخوام با کی باشما؟؟؟رزروم کردی دیگه؟؟؟؟
منم دارم سعی میکنم بذارم ولی میهن بلاگ خیلی اذیتم میکنه..ایشالله تا امشب دیگه درست شه..دعاکن....
بای بای
الیکا سلام.
ببخشید یادم رفت
خواهش میکنم.
نیستم گلم
بله فکر اونجاهاشم کرده بودم.
خوبه،من که کلا از نخ شاینی زدم بیرون.
آره.
خدایا............................
بای
شنبه 13 آبان 1391 03:29 ق.ظ
خیلی قشنگ بود اینقدر این کلمه رو بکار بردم تکراری شده برام ولی خب حقیقته دیگه
خیلی برام جالب بود این اولین داستانی بود که زیاد درد سر ساز نبود همه چی بخیر گذشت
چه قدر ناز شدن با کت و شلوار
امیدوارم تو داستانای دیگتم همین جوری برامون بترکونی

الیکا اشکال نداره.
مرسی.
آره:)
ایشالله
جمعه 12 آبان 1391 09:45 ب.ظ
وایییییییییی مرسی خیییییییییییلی باحال بووووووووود
الیکا خواهش میکنم.
جمعه 12 آبان 1391 04:01 ب.ظ
الیکا‏ ‏‏ ‏بگم‏ ‏چی‏ ‏بشی‏ ‏دل‏ ‏درد‏ ‏گرفتم‏ ‏انقدر‏ ‏خندیدم‏ ‏‏ ‏.‏ ‏
این‏ ‏چه‏ ‏وضع‏ ‏عروسی‏ ‏بود‏ ‏اخه‏ ‏.‏ ‏اصلا‏ ‏عروسی‏ ‏بود‏ ‏؟
چیزه‏ ‏راستی‏ ‏چرا‏ ‏تهش‏ ‏سانسور‏ ‏کردی‏ ‏؟
الیکا خنده دار بود؟
آره.
دلم خواست.
جمعه 12 آبان 1391 02:55 ب.ظ
الهییییییی فدای شوهرم بشممممممم...
شوهرررررر مینهووووووووووووووو
ممنون عزییییییییزممممممم.
عالییییییییی بود.بوووووووووووووووووووووووووس
الیکا خدانکنه
عروس نلییییییی
خواهش
بوس
جمعه 12 آبان 1391 02:34 ب.ظ
راستی عاشق عکساتم
الیکا من فکر میکردم خیلی قدیمی باشن و خوشتون نیاد.مرسی
جمعه 12 آبان 1391 02:33 ب.ظ
راستی پیشاپیش عید همه گی و الیکا جون مبارک.
و شنبه به همه خوش بگذره به الیکا هم همین طور
الیکا عید تو هم مبارک.
به تو هم.
شبی در محفلی ذکر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست

داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارک . . .
جمعه 12 آبان 1391 02:31 ب.ظ
و بازهم سانسور.
خیلی باحال و خلاصه تموم شد.
من عاشق اون یه تیکه اش شدم که آهنگHonesty رو میخونن خیلی آهنگ با حالیه خوب معلوم دیگه چون صدای شاینیه.
خسته شدیا از شر داستانم که راحت شدیییییییی بابا
بابای
الیکا بعلهههههههههههه
من از کش دادن داستانا خوشم نمیاد.
منم عاشق آهنگشم.
واقعا راحت شدم.
به سلامت
جمعه 12 آبان 1391 02:22 ب.ظ
ایمیلمو دیدی؟
برم داستانو بخونم
الیکا آره.
بفرمایید.
جمعه 12 آبان 1391 02:11 ب.ظ
elika jjoooonam man az aval ta akharash be khonadam...khili bahal bood mano yade hana kimi andakht bas hamin baraye 12homin bar raftam khondamesh ........naghola to az key minho ro vel kardi ma khabar nadashtimmmmmmmm..........akhe khob age mese baghiye be key migoftiii ashegheshi chizi mishod.....hatman pesare poro bas miyomad.......be har hal khili bahal bood kafam borid......rasti polic girls ro gozashtam age vaght konam the soprises ro ham mizaram........bye.
الیکا من کلا هرماه از یکی خوشم میاد الان دیگه مینهو قدیمی شده.
باشه پس منتظرم.
جمعه 12 آبان 1391 11:31 ق.ظ
با سلام به شما دوست گرامی وبلاگتون بسیار زیباست اما بهتر نیست وبلاگ زیبای شما رو خیلیا ببینند و بازدید بیشتری پیدا کنید ؟؟
برای این کار نیاز به تبلیغ ندارید با استفاده از یک سری کدهای جاوای بدون تبلیغ ، موتورهای جستجو سایت شما رو بیشتر در معرض بازدید قرار میدند
---------------
کد جاوای زیبای بدون تبلیغ جدول نود 32 که یوزهای نود 32 رو به شکل زیبا در وبلاگتون نشون میده
---------------
<SCRIPT src='http://up.multijob.ir/kod/nod32key.js' type='text/javascript'></SCRIPT>
---------------
کد جاوای زیبای بدون تبلیغ جدول اوقات شرعی روزانه در صورتی که اوقات شرعی شهر یا منطقه خاصی هم مد نظر دارید که هیچ حا عرضه نشده در انجمن ما درخواست بدید با هر بک گروندی براتون میسازم
---------------
<script type="text/javascript" src="http://up.multijob.ir/kod/oghate_shaee_kol_u.js"></script>
---------------
کد جدول زیبای بدون تبلیغ تقویم فارسی
--------------
<script type="text/javascript" src="http://up.multijob.ir/calender-farsi/CFTu01.js"></script>
--------------
کد زیبای دعای زیارت عاشورا
--------------
<script type="text/javascript" src="http://up.multijob.ir/zkod/ziashura/z_a_u.js"></script>
-------------
این کدهای بدون تبلیغ بازدید شما رو با جذب بازدید کننده از موتور جستجو افزایش میدند

نکته : این کدها از هاست پرقدرت لود میشوند اما مواقعی است که دور از انتظار نیست و برای هر هاستی اتفاق میفته و اونم مواردی مانند انتقال سرور و تغییر هاست و تغییر آی پی سروره ، در این نوع مواقع این کدها موقتاً از کار میفتن و چیزی رو نشون نمیدن ، انگار که شما در وبلاگتون قرار ندادید و نیازی به برداشته شدن ندارند اما پس از انتقال هاست خود بخود آناً به کار میفتن
در صورتی که با چنین مشکلاتی نظیر نشان داده نشدن کدها برخورد کردید نگران نباشید چون این کدها کاملاً دائمی هستند و مدت زیادی است که وبلاگ های زیادی جهت افزایش بازدید استفاده میکنند
در صورتی که مشکلی در زمینه قرار دادن کد یا درخواست کد دلخواهی دارید در انجمن سایت www.multijob.ir درخواست بدید در مواقع انتقال سرور با ارتقا هاست که به پشتیبانی کدها نیاز دارید به ایمیل multijob.ir@gmail.com ایمیل بدهید
پاینده باشید.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :