تبلیغات
Shawolstories - THE POLICE GIRLS 6
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
پنجشنبه 11 آبان 1391 :: نویسنده : tara

از تمامی دوستان و آشنایان.....معذرت........

دلم میخواست زود تر می زاشتم.......................ولی ا......ولی از دسته این مدرسه ها چه بکنیم...

فقط به شرطی پارته بعد رو زود میزارم که نظر زیاد بدین.....

فرناز با یه لیوان قهوه دویید طرف انیو......داشت می رفت که جانگهیون یه زیر پایی براش گرفت و قهوه ریخت رو دستش:

فرناز:اااااااااااااااایییییییییی.....میسوزه

جانگهون قبل از اینکه کسی ببینتش رفت اونطرف.....ثارگل مثله چی اومد پیش فرناز.

ثارگل:فرناز چی شدی تو ....وای دستت قرمز شده......وای یه....یه...یه دقیقه زایسا الان میام.

در حالی که قدمای محکم بر میداشت رفت طرف ججونگ.......

انیو:خوبی تو...؟؟؟/

فرناز:ا..ا..اره.....اه.......چیزی نیست زود خوب میشه.

انیو دستشو گرفت تا ببینه چی شده....یه ان ساکت موند .....بعد بدونه اینکه حرف بزنه فرنازو بلند کرد و بردش رو صندلیه خودش نشوند.....بعد از کشوش یه پماد برداشت و خیلی آروم مالیدش رو دسته فرناز...فرناز کلشو بالا اورد که یهو با انیو چشم تو چشم شد.

 


حالا ججونگ بدو ثارگل بدو.....تا اینکه نفسش بند اومد و یه گوشه وایساد......بعد ججونگ یه نگاه به پشتش کرد ولی ثارگلو ندید.....عین چی دویید رفت پیشه ثارگل:

ججونگ:ثارگل.....خوبیییی.......این چنتاست.....جون جانگهون .....اقا مگه نمی خواستی منو بزنی بیا منو بزن...........

بعد دستشو گرفت و شروع به زدنه خودش کرد.......ثارگل شروع کرد به خندیدن.......

ججونگ:اهان این شد حالا منو نگاه کن...

ثارگل سرشو اورد بالا..و ججونگ همونطور که دستشو گرفته بود بغلش کرد...و زیر کوشش گفت:اینم طلافی همون بغلی که نذاشتی بکونم.

بعد عین برق گرفته ها از خودش جداش کرد

وگفت:حالا جو گیر نشیا بخوای که همدی گرو ببوسیم.

ثارگل گوش ججونگو گرفت و پیچوند.

ثارگل:تا همینجاشم غلط اضافه بود.....که توی پرو خان انجام دادی.....حالا بگو چرا باس دوستم زیر پایی گرفتی.....

-:آره جون خودت پس چرا موقعی که بغلت کردم منو از خودت جدا نکردی؟؟؟

ثارگل در حالی که داشت ججونگ رو ول میکرد ...با من من کردن گفت:ام ام .....خوب اهان ام.....وای نه فرناز اومدم.

ثارگل با تمام قدرتش شروع به دویدن کرد ....ججونگ هم مثله مونالیزا یه لبخند ژکوند زد و رفتن ثارگلو تماشا کرد.............


تمین و هیوا پشت دری که کی و مینهو و نسیم و نگین بودن وایساده بودن......تمین هر یه دقیقه یه بار به هیوا نگاه میکرد......و گوشه ی لبشو می گزید....خدا میدو نه داشته به چی فکر میکرده.......هیوا تو یه عالم دیگه بود که تمین گفت:نگران نباش یا خودش میاد یا خبرش....یا پیامکش

هیوا:ایشالا خبرش بیاد

تمین:ااا پس یکی هست

-:اره هست....نیم ساعته عین عقاب منو میپاد و گوشه ی لبشو میگزه.....

-:خوب حتما یه دلیلی داره که اون بدبخت داره به تو نگاه میکنه.

-:اهو.....خیلی دوست دارم بدونم چه دلیلی داره.....

-:خوب...شاید ازت طلبکاره ....

-:اهان انوقت چی طلب داره؟؟؟

-:یه چیزی که همین الان میشه گرفته شه.....

-:منظور؟....

-:با اون چشمات .....کلا از خود بی خودش کردی .....خانوم خانوما

-:بی خود؟؟؟

رینگ...رینگ...صدایه اس م اس

هیوا:ولی مثله اینکه آقا توسط یکی دیگه قبلا .....

-:قبلا چی؟؟؟/

-:هیچی......وااون ثارگله چرا داره میدوئه........ثارگل....

تمین:داره از دسته ججونگ فرار میکنه ندیدی صورتش قرمز بود.

بعد هر دو شون رفتن دنباله ثارگل


فرناز دستشو از دسته انیو کشید و گفت مرسی .

انیو:چرا چشات اینجوریه.......؟؟؟

-:م...ممم.....مگه...چشام چه جوریه.....

-:انگار انگار......

-:انگار چی؟؟؟

-:ام چیزه...راستش انگار یه آهن ربا داره که منو به سمت خودش میکشون....

-:...................

-:من کار دارم......من رفتم.

بعد یک سری برگه برداشت و از اونجا دور شد.........فرناز از سرخم یچی اونور تر شد ......کاملا لبو شده بود.

حالا هیواو تمین جونم هم پیشش بودن....ثارگل از خجالت به دستشویی پناه برده بود.....

تمین:خدا میدونه این پسرا با اینا چی کار کردن.;که مثل لبو قرمز شدن...

هیوا:تو خفه....ااااا......دستت چی شده

-:بی تربیت......راست میگه....اینو!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-:چیو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

-:اااااااا انیو کی gta 9گرفت عجب نامردی

-:این بچه دستشو سوزونده تو به فکر.......

-:اهوی به بازیه مورد علاقم توهین نکن و گرنه حالتو میگیرما.....

فرناز بلند شد و گفت:بسه دیگه عینه دو ساله ها سر چی بحث میکنین....؟؟؟؟


انیو روی مبل لم داده بود و با خودش می گفت:ای خاک تو سرت تو دیونه شدی  داشتی به .....به ....لباش نگاه میکردی....اون تو این 3 سال همیشه فاصلشو با تو حفظ کرده بود ولی تو..............ولی.....ولی .....تو ی احمق......اون باس تو قهوه اورده بود.

جانگهیون:میبینم که تو هم اوضات مثله منه!!!

انیو مثله چی بلند شد وگفت:م...منظورت...م..نظو.....منظورت چیه....

جانگهیون:تو میدونی یا هممون آخر این کار میمیریم یا زنده میمونیم.....پس بهتر نیست احساسمونو بهشون بگیم...

-:هه اگه اونا نسبت به ما هیچ هسی نداشتن چی...؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جانگهیون یه لبخند تحویل انیو داد:خودمونو میکشیم....

-:ها؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!

-:نظرت چیه اگه کفتن دوستمون ندارن یه گلوله تو سرمون خالی کنیم....

-:بابا تو دیونه ای

-:این چیزی هست که ثارگل یه قرن بهم میگه.

-:هه...هه.....دیونه

-:از تعاریف و تماجیدتان متشکرم...

-:خواهش

-:بلند شو بریم پیشه بقیه.....

پسرا هم رفتن پیش بقیه.......

در اتاق باز شد و نسیم و نگین دستشونو گرفته بودن تو هم و می خندیدن......کیبوم با یه لبخند ژکوند اومد پایین.....مینهو هم در حالی که نفس عمیقی میکشید اومد پایین.

تمینوجانگهیون:اللهم صله علی .....محمد

مینهو:که چی صلوات فرستادین؟؟؟

تمین:هیچی بالاخره از سونا بخار بیرون اومدین...

-:سونا بخار چیه!!!!!!!!!!!!

-:ماشاال...جلسه که نیست.خدا میدونه تو اون تو چی کار میکردن .

بعد یه چشمک به بقیه میزنه....که انیو داد میزنه سوژه برگشته دخترا تمین....

نگین میزنه زیره گریه ....نسیمم گریه میکنه.

نسیم:نگین جون من گریه نکن ......نکن.

نگین:نمیتونم.....نمیتونم.

کیبوم دسته نگینو گرفت و بوسید:منتظرت میمونم.

جانگهیون:آقا فیلم هندی شد ....برای افراد زیره3 سال پیشنهاد نمیشود....تمین انیو  سرتونو برگردونین.

فرناز:نکه خودت 60 ساله هستی.

-:او...او...فرناز باز قلادت باز شد....

انیو:هوی....بیشعور.....

-:انگار به زنش بدو بیرا گفتم.

بعد ثارگل یکی زد تو سره جانگهیون.....و پسرا رفتن سر جاشون و بقیه رفتن.....و دخترا و تمین رفتن سر کارشون.


موقعیت:شب...تو ساختمان مورد نظر

نگین :ای تمام بدنم درد میکنه.

و خودشو پرت کرد رو تختخوابش.....

هیوا:ببینم شما دو تا چرا امروز قرمز شده بودین.

نگین:هان کی؟؟؟؟چی؟؟؟

فرناز:هیوا میدونی.......من فک کنم عاشق انیو شدم.......

هیوت:چی دختر دیونه شدی عاشق کی شدی....چی میگی بگیر بخواب بینم.

نگین:کی....عاشق....من...تو....کی؟؟؟؟؟

هیوا و نگین غش کردن...

فرناز:ثارگل بیداری؟؟؟

ثارگل:آره.....اه میتونم برات درد و دل کنم.....؟؟؟

فرناز:اوهوم.

-:میدونی امروز جانگهیون خیلی ناگهانی بغلم کرد.

-:دروغ می گی خوب

-:وقتی تو بغلش بودم یه...یه...یه احساس آرامش خاصی تمام  وجودمو در بر گرفت.....خیلی حس خوبی بود .........یه گرما......

-:اخی چه عاشقانه

-:فک عاشقش شدم..................وای و قتی از بغلش جدا شدم نمی دونم چه جوری ولی ذهنمو خوند

-:من هم همینطور......

-:واقعا

-:آره پس میتونیم احصاص همو درک کنیم...

تو همین آرامش یهو هیوا جیغ کشید و بلند شد و داد زد تمین......و یهو نگین هم از خواب بلند شد و .....یهو صدای شلیک اومد و صدای فریاد یه پسر...

نگین دوییئ رفت طرف پنجره تا پنجررو باز کرد طرفش شلیک کردن........


اگه نظر زیاد ندین پارته بعد بی پارته بعد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 4 اسفند 1396 02:25 ق.ظ
چطوری من متوجه شدم این نوع از موضوع نیست، اما من نیاز به درخواست.

آیا کارکردن با یک وبسایت درست مانند وب شما کار زیادی را انجام می دهد؟
من به طور کلی برای مدیریت یک وبلاگ کاملا جدید هستم اما هر روز در مجله ام می نویسم.
من می خواهم یک وبلاگ بسازم تا بتوانم تجربه و احساسات خود را به صورت آنلاین به اشتراک بگذارم.
لطفا اجازه دهید من بدانم اگر شما ایده یا راهنمایی برای مهاجرت با نام تجاری جدید داشته باشید
وبلاگ نویسان متشکرم!
دوشنبه 30 بهمن 1396 09:06 ب.ظ
من بیشتر خوشحال شدم که این سایت عالی پیدا کردم من می خواستم از زمان شما فقط برای شما تشکر کنم
این فوق العاده به عنوان خوانده شده!! من قطعا هر قسمت را دوست داشتم
از آن و من نیز شما را نجات داد به نگاه جدید
چیزها در وب سایت شما
دوشنبه 8 آبان 1396 07:44 ب.ظ
آنچه که من متوجه نمی شوم این است که در حقیقت چطور شما دیگر در واقع خیلی بهتر از شما نیستید
از شما ممکن است در حال حاضر باشد شما خیلی هوشمند هستید شما از این طریق به طور قابل ملاحظه ای متوجه می شوید
این موضوع، من را به طور جداگانه به آن باور داشته است از بسیاری از زوایای مختلف.
مردان و زنان شبیه آن نیستند تا اینکه این یک چیز است
با زن گاگا ارتباط برقرار کنید مواد غذایی شما عالی است. همیشه
با آن برخورد کنید
دوشنبه 8 آبان 1396 04:04 ق.ظ
من بسیار خوشحال شدم که این صفحه را کشف کنم. من می خواستم به خاطر زمانهایی که از شما انتظار داشتم تشکر کنم
به این شگفت انگیز خواندن!! من قطعا هر قسمت از آن را دوست داشتم و
من همچنین شما را به عنوان مورد علاقه برای دیدن جدید ذخیره کرده ام
اطلاعات در وبلاگ شما.
دوشنبه 8 آبان 1396 03:59 ق.ظ
راه سرد! برخی از نکات بسیار معتبر! قدردانی میکنم
شما این نوشتار را ضبط کرده اید و همچنین بقیه سایت خیلی زیاد است
خوب
دوشنبه 8 آبان 1396 02:28 ق.ظ
آیا تا به حال در حال انتشار یک کتاب یا نویسنده مهمان در وب سایت های دیگر هستید؟
من یک وبلاگ با ایده هایی که شما در آن بحث می کنید تمرکز کرده ام و دوست دارم شما را به اشتراک بگذارم
برخی از داستان ها / اطلاعات. میدانم که بیننده های من برای کار شما ارزش قائلند.
اگر شما حتی از راه دور علاقه مند هستید، احساس رایگان به من یک ایمیل بگذارید.
شنبه 29 مهر 1396 07:17 ب.ظ
وبلاگ شگفت آور آیا شما هر گونه راهنمایی برای مشتاق
نویسندگان من امیدوارم که به زودی سایت خود را شروع کنم، اما من کمی از همه چیز گم شده ام.
آیا می خواهید با پلت فرم رایگان مانند وردپرس یا
برای گزینه پرداختی بروید؟ انتخاب های زیادی وجود دارد که من کاملا غارت شده ام..
هر ایده؟ متشکرم!
شنبه 15 مهر 1396 03:06 ب.ظ
سلام، این تعطیلات آخر هفته برای من طراحی شده است، زیرا این مناسبت من خواندن این قطعه آموزشی فوق العاده نوشتن اینجا را در خانه من.
پنجشنبه 23 شهریور 1396 09:31 ب.ظ
Hello to every one, the contents existing at this web site are really awesome for people experience,
well, keep up the good work fellows.
سه شنبه 14 شهریور 1396 05:14 ب.ظ
You should take part in a contest for one of the highest quality
websites on the web. I most certainly will recommend this web site!
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:58 ب.ظ
Cool blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A design like yours with a few simple tweeks would really make my blog jump
out. Please let me know where you got your design. Thanks a lot
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:18 ق.ظ
We are a gaggle of volunteers and opening a brand new scheme in our community.
Your site provided us with valuable information to work on. You
have performed a formidable process and our entire neighborhood can be
grateful to you.
شنبه 14 مرداد 1396 07:32 ب.ظ
Fantastic blog! Do you have any helpful hints for aspiring
writers? I'm planning to start my own site soon but I'm a little lost on everything.

Would you suggest starting with a free platform like
Wordpress or go for a paid option? There are so
many options out there that I'm totally confused ..
Any suggestions? Thanks!
شنبه 14 مرداد 1396 10:39 ق.ظ
Thanks for finally writing about >Shawolstories - THE POLICE GIRLS 6 <Loved it!
جمعه 13 مرداد 1396 02:34 ب.ظ
You really make it seem so easy with your presentation but I find
this matter to be really something which I think I would
never understand. It seems too complex and extremely broad
for me. I'm looking forward for your next post,
I will try to get the hang of it!
جمعه 6 مرداد 1396 11:20 ب.ظ
Howdy! Quick question that's entirely off topic.
Do you know how to make your site mobile friendly? My blog looks weird when viewing from my iphone.
I'm trying to find a template or plugin that
might be able to resolve this issue. If you have
any suggestions, please share. Appreciate it!
شنبه 9 اردیبهشت 1396 12:16 ب.ظ
Hi, its fastidious piece of writing concerning media print, we
all know media is a enormous source of data.
چهارشنبه 30 فروردین 1396 07:45 ق.ظ
Thanks for sharing your thoughts. I truly appreciate your efforts and I am waiting for your next write ups thank you once again.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 11:53 ب.ظ
Thanks a bunch for sharing this with all of us you actually realize what
you're speaking about! Bookmarked. Kindly additionally seek advice
from my website =). We may have a hyperlink trade agreement
between us
چهارشنبه 23 فروردین 1396 12:31 ب.ظ
Amazing blog! Do you have any helpful hints for aspiring writers?
I'm planning to start my own website soon but I'm a little lost on everything.
Would you recommend starting with a free platform like Wordpress or go for a paid option? There are so many
options out there that I'm totally confused ..
Any suggestions? Thanks a lot!
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:01 ب.ظ
Have you ever considered about adding a little bit more than just your articles?
I mean, what you say is valuable and all.
But just imagine if you added some great graphics or videos
to give your posts more, "pop"! Your content is excellent
but with images and clips, this blog could definitely be
one of the most beneficial in its niche. Fantastic blog!
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:11 ب.ظ
Greate post. Keep writing such kind of info on your
site. Im really impressed by your blog.
Hi there, You have performed a great job. I will definitely digg it and
in my opinion suggest to my friends. I am confident they will
be benefited from this website.
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:07 ب.ظ
What's up to every one, it's actually a good for me to
pay a quick visit this website, it consists of precious Information.
دوشنبه 15 آبان 1391 01:51 ب.ظ
داستان را كه خوندم یادم اومد این نظرا را قبل از خوندن داستان گفتم
من عاشق بكش بكشم
ههههههههههه
tara he he pas mese khodami
شنبه 13 آبان 1391 10:00 ب.ظ
میزاری دیگه پارت بعدشو مگه نه؟!
tara chaharshanbe ro chesham....parte bad bokosh bokoshe
شنبه 13 آبان 1391 09:59 ب.ظ
پارت بعد
پارت بعد
پارت بعد
پارت بعد
پارت بعد
tara to ke gofti yadet rafte....
شنبه 13 آبان 1391 09:58 ب.ظ
موضوع داستان را فراموش كرده بودم
tara ghahr...................
جمعه 12 آبان 1391 02:45 ب.ظ
سلام.
میدونی تارا جون قضیه چیه من این داستان رو اصلا یادم نمیاد فقط خوندم خوشم اومد از قضه ام سر در آوردم چی شد همین.
مرسی
tara azizam taghsire mane.......mano bebakhshe
جمعه 12 آبان 1391 10:59 ق.ظ
paniz mordiiiiiiiii??????
chera javab nemidi.....
beghole khodet ....ablah kojo beraftiii......az kimia be paniz az kimia be paniz
tara kimia hoselato nadaram ta fakol tahti to nayavordam bayin kish shooooooooo!!!!
جمعه 12 آبان 1391 10:58 ق.ظ
eshteb shod havasam nabod ke esmam emili bood........ba bah bah che baghal dastiye honar mandi va kharkhoni daram....
tara pa...chi???fakar be kardi hame mese khodet khol hastan
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30
درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :