تبلیغات
Shawolstories - نفرت یا عشق4
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
پنجشنبه 20 مهر 1391 :: نویسنده : الیکا

سلام.

چیزی برای گفتن ندارم فقط اینکه برین ادامه تا از هیجان نمردید.


منبع عکس:.koreaiha

تا اونیو و بقیه بخوان حرفی بزنن دخترا یه پارچه روی دهن اونا گذاشتن که ماده ای که روش بود باعث

میشد که اونا واسه ی یک ساعت بیهوش بشن.

سارا:من یه فکری دارم.

الیکا:من عاشق فکراتم.بگو

- اگه ما میخوایم که اونا کارایی رو که میخوایم واسمون انجام بدن باید یه کاری کینم که مجبور بشن.

نلی:مثلا چی؟!

- بیاید ازشون تو این حالت با خودمون عکس بگیریم تا اگه بعدا مقاومت کردن تهدیدشون کنیم.

الینا:ای ول من هستم.یکی یه شیشه مشروبم میدیم دستشون،اونوقته که دیگه...

نلی:خوب هرکی یه پسر رو واسه خودش انتخاب کنه و باهاش تکی عکس بگیره و یه ژسی بگیره که

پیازداغشم زیاد شه.

الیکا:آخ جـــــــــــون،اگه به حرف ما گوش نکن تیتر خبرا میشه"آیدلای مست و دخترباز"اینم بدک

نیست،یعنی در هر صورت به نفع ماست!

نلی:من رپر میخوام...چوی مینهو.

سبا:باید عجله کنم تا خوشگل گروهو نگرفتن...تمیــــــــــــــــن

الینا:چه قدر سخت شد.اگه قرار باشه بین این سه تای باقی مونده انتخاب کنم اونی که از همه هیکلش

بهتره رو میخوام.

سارا از پشت فرمون داد میزنه:من لیدره رو میخوام.

الیکا:خوب حالا که همتون خوباشو جدا کردید ته دیگشو میندازید به من؟

و بعد شروع میکنن به عکس گرفتن.

 

مینهو اول از همه به هوش میاد میبینه که همشونو به صندلی بستن.

مینهو:اینجا چه خبره؟چرا ما بسته ایم؟

نلی:عجله نکن هانی.بعدا میفهمی.

و بعدش جونگ هیون و کی و اونیو هم به هوش میان.

کی با دیدن دخترا دهنش باز میمونه و میگه:فکر نمیکردم که انقدر شجاع باشین.

الیکا:ما هم فکر نمیکردیم که شما یه بتونین یه همچین کاری بکنین.

جونگ هیون:مگه ما چی کار کردیم؟

الینا:هیچی رفتین نونوایی یه نون خریدین پولشو ندادین....

- منظورتو نمیفهمم.

- خوبم میفهمین.برای رسیدن به آرزوهاتون،آرزوی یکی دیگه رو نابود کردین.

اونیو:میدونم.ما کار اشتباهی کردیم ولی...

سارا:مجبور بودین،خودتون نمیخواستین،واقعا پشیمونید و..همینارو میخواستی بگی نه؟

- ما وکیل داریم،اگه بیاد همتون تو دردسر میوفتین.

- به فکر خودتون باشید نه ما.

و بعد نلی میره و عکسایی که گرفته بودنو بهشون نشون میده.

کی:اینا دیگه چه کوفتین؟الیکا چرا انقدر به من چسبیدی؟

الیکا:منم از تو خوشم نمیاد ولی مجبور بودیم دیگه.

مینهو:شما از ما سواستفاده کردین.

نلی:نه که شما نکردین.

اونیو:یکی تمینو بیدار کنه...نکنه چیزیش شده باشه؟

سبا میره و با یه پارچ آب برمیگرده و میریزه روی سر تمین و تمین یهو به هوش میاد.

کی:چرا اینجوری میکنی؟شاید مریض شه.

سبا:ببخشید فکرشو نمیکردم.

کی که کنار تمین بود بهش میگه:چیزیت نشد؟

تمین که توی شک گیر کرده بود هیچی نمیگفت.

الینا:شما دو راه دارین یکی اینکه برین مقابل همه ی مردم و دوربین ها بگین که چی کار کردین و نمره

تون حقیقی نبوده یا اینکه ما این عکسارو پخش میکنیم و آبروتونو میبریم.

جونگ هیون:راه سومی وجود نداره؟

- مثلا چه راهی؟

- راهی که به نفع ما باشه.

- چرا هست.خودکشی!

و بعد دخترا میرن بیرون.

کی:یه راه دیگه هم وجود داره.

مینهو:یعنی میخوای خودتو بکشی؟

- نه ما باید اونارو عاشق خودمون بکنیم!

جونگ هیون:به همین راحتی و به همین خوشمزگی.

کی:اگه اونا عاشق ما بشن دیگه اینکارا نمیکنن و سعی میکنن از ما محافظت کنن.

اونیو:فکر کردی به همین راحتیه؟

- دخترت همشون راحت به دست میان.

- ولی نه این دخترا.

کی:تمین چته تو فکری؟

تمین:فکر میکنم حالم خوب نیست؛شاید مریض شدم.

- نظر تو چیه؟

- من موافقم.فقط اگه ما هم عاشق اونا شدیم چی؟

- نمیشیم.مگه اونا چی دارن که ما از اونا خوشمون بیاد؛عمرا.

- پسرا هم به همون راحتی که دخترا به دست میان عاشق میشن.

کی:ولی................

که یهو صدای شکستن در میاد،یه کم بعد صدای جیغ دخترا هم در میاد.

پسرا با شنیدن صداها میترسن که دخترا چیزیشون شده باشه پس سعی میکننن تا دستاشونو باز کنن...

___________________________________________________

خوب دیگه یه کمی از هیجانش ریخت ولی با این آخرش بیشتر هیجانی شد،ولی خودتونو نگه دارید تا هفته ی دیگه.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 12 مهر 1396 09:15 ق.ظ
Genuinely no matter if someone doesn't know after that its up to other visitors that they will assist, so here it happens.
شنبه 1 مهر 1396 11:37 ق.ظ
Generally I don't learn post on blogs, but
I wish to say that this write-up very compelled me to take a look at and do it!
Your writing style has been surprised me. Thanks, very nice
article.
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:09 ق.ظ
Excellent website. Plenty of helpful information here.
I'm sending it to some friends ans additionally sharing in delicious.
And of course, thank you for your sweat!
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:54 ب.ظ
Excellent post. I used to be checking constantly this weblog and I'm inspired!

Extremely helpful information specially the closing part :)
I take care of such info a lot. I was looking for this certain information for a long time.
Thanks and best of luck.
دوشنبه 30 مرداد 1396 01:45 ب.ظ
My family members always say that I am wasting my time here at net, except I know I am getting experience all the
time by reading such good content.
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:50 ب.ظ
I don't know if it's just me or if perhaps everybody else encountering problems with your
website. It looks like some of the text in your posts are
running off the screen. Can someone else please provide feedback and let me know if this
is happening to them too? This may be a issue with my browser because I've had this
happen before. Many thanks
یکشنبه 15 مرداد 1396 02:32 ب.ظ
Does your site have a contact page? I'm having trouble locating it but, I'd
like to shoot you an e-mail. I've got some suggestions for your blog you might be
interested in hearing. Either way, great blog and I look forward to
seeing it grow over time.
جمعه 6 مرداد 1396 11:25 ب.ظ
If you want to take a good deal from this post then you have to
apply such methods to your won webpage.
پنجشنبه 24 فروردین 1396 06:33 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could
add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and
was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog and
I look forward to your new updates.
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:48 ب.ظ
When someone writes an article he/she keeps the plan of a user in his/her brain that how a user can know
it. Thus that's why this piece of writing is perfect.
Thanks!
شنبه 19 فروردین 1396 09:55 ب.ظ
Hi colleagues, how is all, and what you wish for to say regarding this post, in my view its truly awesome in support of
me.
سه شنبه 15 فروردین 1396 11:41 ق.ظ
I go to see day-to-day a few blogs and websites to read articles, but this web site gives quality based articles.
چهارشنبه 26 مهر 1391 05:38 ب.ظ
کی میذاری الیکا جونی؟
الیکا فردا
جمعه 21 مهر 1391 09:40 ب.ظ
چرا انقدر اینا شاینی رو اذیت میکنن؟
راستی خسته نباشی واقعا دستت درد نکنه اجی گلم
الیکا بهشون میگم اذیتشون نکن
حالا دیگه واقعا خستگی دستم در رفت مرسی.
جمعه 21 مهر 1391 09:38 ب.ظ
سلام عزیزم.
خوبی؟
الیکا جون نتم خیلی اذیت میکنه.همقطع و وصل میشه .دیگه دارم دیوونه میشم.امروز بزور دو دقیقه وصل شد تا من داستانو گذاشتم.4بار گذاشتم تا میرسیدم به ارسال قطع میشد.خلاصه کلافه شدم دیگه.
تو چطوری؟خوبی؟
راستی اینم خیلی فوق العاده بود مرسی مرسی مرسی
من خیلی این داستانو دوست دارم
الیکا سلام چه طوری؟
بله
آخی خیلی بده واسه منم اتفاق افتاده.
نه بابا این هفته کلی امتحان داریم.
خواهش میکنم.
میسی.
جمعه 21 مهر 1391 04:04 ب.ظ
★★★★☆☆☆☆عالیییییی بود مثل همیشه
الیکا هه.این ستاره هارو از کجا آوردی؟عاشقشون شدم:)
جمعه 21 مهر 1391 03:50 ب.ظ
وای کلی هیجان دارم برم داستانو بخونم
الیکا برو انیماتور گلم
جمعه 21 مهر 1391 11:17 ق.ظ
خوندم خیلی قشنگ بود
امروز ادامه رو میذاری؟
میخوام بدونم چی میشه
الیکا میسی
نه
الهی باید تا هفته ی دیگه صبر کنی
جمعه 21 مهر 1391 11:12 ق.ظ
الیکا جون مرسی فهمیدم چیه برم داستانو بخونم
الیکا برو دیگه
جمعه 21 مهر 1391 11:12 ق.ظ
الیکا جون مرسی فهمیدم چیه برم داستانو بخونم
الیکا برو گلم
پنجشنبه 20 مهر 1391 10:34 ب.ظ
ممنون
ما ما ن
دارم از فضولی میمیرم
الیکا خواهش
ب ا ب ا
دقیقا
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:47 ب.ظ
تو‏ ‏که‏ ‏انقدر‏ خوبی‏ ‏گلی‏ ‏عشقی‏ ‏به‏ ‏قول‏ ‏خودت‏ ‏دختر‏ ‏خوبی‏ ‏.‏ ‏به‏ ‏خاطر‏ ‏روی‏ ‏گل‏ ‏من‏ ‏اپیدی‏ ‏.نمیشه‏ ‏عاشق‏ ‏هم‏ ‏شدن‏ ‏یه‏ بوسی‏ ‏چیزی‏ ‏اون‏ ‏وسط‏ ‏مسطا‏ ‏جا‏ ‏کنی‏ ‏اخه‏ ‏میگی‏ ‏یه‏ ‏بوق‏ ‏کوتاهم‏ ‏نداره

‏ر
الیکا اگه دوست داری باشه.
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:42 ب.ظ
یاد‏ ‏دو‏ ‏تا‏ ‏چیز‏ ‏افتادم‏ ‏فکر‏ ‏کنم‏ ‏تو‏ ‏هم‏ ‏موافق‏ ‏باشی‏ ‏.‏ ‏
اولی‏ ‏او‏ ‏ن‏ ‏موقع‏ ‏که‏ تو‏ ‏راه‏ ‏مدرسه‏ ‏داستان‏ ‏میساختیم‏ ‏اون‏ ‏داستان‏ ‏که‏ ‏میرفت‏ ‏یکنسرت‏ ‏شاینی‏ ‏گیتاراشون‏ ‏میسوخت‏ ‏نمیدونم‏ ‏یادت‏ ‏هست‏ ‏یا‏ ‏نه‏ ‏‏ ‏
دومی‏ ‏اون‏ ‏فیلمه‏ ‏که‏ ‏دخترا‏ می‏ ‏خواستن‏ ‏از‏ ‏‏خواننده‏ ‏ها‏ ‏انتقام‏ ‏بگیرن‏ ‏اونا‏ ‏رو‏ ‏میدوزدیدن‏ ‏اسمش‏ ‏یادم‏ ‏نیست
الیکا چی؟
آفرین.
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:36 ب.ظ
اون‏ ‏زیریه‏ منم‏ ‏اسمم‏ ‏یادم‏ ‏رفت‏ ‏
الیکا میدونم
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:34 ب.ظ
ببین‏ ‏من‏ ‏قلبم‏ ‏مورد‏ ‏داره‏ ‏اگه‏ ‏نگه‏ ‏ندارم‏ ‏چی‏ ‏یه‏ ‏وقت‏ ‏بلایی‏ ‏سرم‏ ‏میام‏ ‏اون‏ ‏وقت‏ ‏مجبور‏ ‏میشی‏ ‏خرما‏ ‏با‏ ‏گردو‏ ‏پخش‏ ‏کنیا‏ ‏؟
پس‏ ‏تا‏ ‏ضرر‏ ‏نکردی‏ ‏ریشو‏ ‏لو‏ ‏بده‏ ‏.‏ ‏
الیکا نگران نباش اگه چیزیت شه زرشک پلو با مرغ میدم.
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:33 ب.ظ
عالی عالی عالی...میگم جون من یه قسمت دیگه هم بذار... تازه داره باحال ترمیشه..هیییی
الیکا مرسی...نمیتونم...میدونم...تا هفته ی بعدی
پنجشنبه 20 مهر 1391 07:26 ب.ظ
میرم‏ ‏بخونم‏ ‏دوسته‏ ‏خوبمممممم
الیکا بفرمایید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :