تبلیغات
Shawolstories - Love or die 5/1
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
شنبه 1 مهر 1391 :: نویسنده : الینا

 سلام با پارت پنجم یا همون پارت آخر اومدم البته چون این پارت هم حجمش زیاد بود مجبور شدم دو قسمتش کنم .

ممنون از این که منوتحمل کردید . ولی باید بگم که چاره ی دیگه ای ندارید چون من دوباره با داستان جدید برمی گردم و هر کی خواست دوباره منو تحمل کنه درکش میکنم که چی میکشه .

 خیلی حرف زدم فقط این قسمتش بخونید قسمت بعدی یعنی 5/2 رو دوشنبه یا یکشنبه میزارم تونظرا تتون بگید که بنظرتون چه جوری تموم میشه یا چجوری تموم شه بهتره و همینطور بگید دوست دارید داستان بعدیم فن فیک باشه یا از همین معمولیا ؟

 تونظرا میبینمتون پس فعلا بای .


 

عشق یا  مرگ

پارت 5

 

-: برای این که ........... من مینهو رو

پیتر که تقریبا فهمیده بود هیوا چی می خواد بگه .

-: ولش کن نمی خوام بدونم . دونستن  یا ندونستنش به حال من که فرقی نداره در هر صورت من کار خودم و انجام می دم .

و بر می گرده خونه خودش .

خونه پیتر

پیتر : چی شد کجا باید نقشه رو اجرا کنیم.

-: فردا ساعت شش بعد از ظهر شاینی از محل تمرینش به خونه بر می گرده و چون فردا روز نعطیلیشو نه اگه نباشن کسی شکی نمی کنه .

پیتر : پس فردا موقع مناسبه .خیلی خوب فردا انجامش می دیم .

صبح  موقع صبحانه

پیتر : وای امروز چه روز خوبیه .بالاخره همه چی تموم میشه .

جینی : منظورت چی ؟

پیتر : منو هنوز نشناختی من همیشه بی منظور حرف میزنم .

نگین : قراره کاری کنی ببین یزار حالیت کنم .اگه کاری کنی با خودم طرفی .

پیتر : کار؟ !من فقط قراره همون کاریو کنم که براش تا اینجا اومدم و بیشتر از یه ماهه که شما نتونستید انجامش بدید.خوب دیگه من باید برم وقت ندارم.

آیدا: بچه ها  من نگرانم من میرم تعقیبش می کنم یه وقت کاری نکنه .

هیوا : صیر کن منم میام.

جینی : منم همینطور

رها و نگین : صبر کنید ما هم بیایم .

و مه با هم شروع به تعقیب پیتر میکنن .

ساعت پنج بعد از ظهر کار کنان دیوید متوجه  یه ماشین که تعقیبشون می کنه میشن

-: قربان یه ماشین که پنج تا دختر توشن از صبح دارن ما رو تعقیب می کنن .

پیتر : بهشون کاری نداشته باشید بزارید کارشون رو کنند .

پیتر با خودش می گه : بزار ببینم چی کار میکنیذ ؟دخترای مزاحم.

تمین :آخجون بالاخره ساعت شیش شد و یه روز تعطیلی ما بعد از یک سال شروع شد.

جونگهون زود باشید لباساتونو عوض کنید یه ثانیه ش هم با ارزشه .

کی :پیش بهروی آزادی .

اونیو : بچها تو قلبم احساس سنگینی می کنم فکر کن یه رووووووز از اس ام دور باشی من هنوزم باورم نمیشه.

مینهو : می خوای نیشکونت  بگیرم تا باور کنی ؟

اونیو : مگه از جونم سیر شدم

مینهو : پس انقدر حرف نزنو حاضر شو .

دو ساعت بعد

اونیو : آه گردنم . بچه ها ما کجاییم .

کی : بچه ها چی شد من که چیزی یادم نمیاد .

تمین : این شبیه سفینه هاییه که تو کاتونا نشون میده

جونگهیون : بچه ها من می ترسم نکنه فضاییا ما رو دزدیده باشن .

مینهو : آخه کی ما رو دزدیده ؟

پیتر وارد اتاق میشه

-: بالاخره زیبا های خفته بیدار شدن . فکر میکردم آدمای معروفی باشید ولی دزدیدنتو از اونیم که فکر می کردم آسون تر بود .

کی : تو کی هستی ؟

-: پیتر فرمانده فضایی سیاره 51 و رئیس کل آینده سیاره

تیمین : خب اینا بما چه ربطی داره از ما چی می خوای

پیتر : جونتون .

جونگهیون : چ..چ..چی!!!!؟

پیتر : حدود یک ماهه پیش پنج تا دختر دیدید .می دونید کین ؟

اونیو : منظورت چی ؟

پیتر : منظورم اینه که .....که......اونا.... قرار بود شما رو بکشن و جنازه ی شما رو به سیاره بفرستن .اگه این کارو نکنن خودشون میمیرند.ولی می دونید چیکار کردن ؟تر جیح دادن به خاطر شما بو گندوایه بی ارزش خودشون بمیرن . حالا من اینجام تا شما رو بکشم تا زندگیه اونا رو نجات بدم .

مینهو : او..او..اونا می خواستن چی کار کنن .؟

پیتر : خب حالا مینهو کدومتونید ؟

-:م ..م..

هیوا و بقیه سریع وارد اتاق میشه .

هیوا: نگو بهش نگو . نگو که مینهویی .

پیتر : چه فرقی داره بالاخره که قراره بمیرن .نه چرا فرق داره ...اگه بدونم کدومشون مینهوئه  اولین نفری که میکشم اونه ولی اینجوری ممکنه چند ثانیه. فقط چند ثانیه دیر تر بمیره . درکت میکنم .اشکالی نداره چند ثانیه بیشتر عشقه مردتو ببینی .

هیوا : کی گفته قراره اونا بمیرن .

پیتر : کی رو حرف من حرف زده ؟.

مینهو : م....م...

هیوا با فریاد : حرف نزن .

مینهو :م....ن

هیوا : گفتم خفه شو. پیتر خان کسی با تو ازدواج نمی کنه. کسیم نمیمیره بچه ها هم می تونن برای همیشه تو زمین به عنوان انسان زندگی کنن .تو هم مجبوری به سیاره خودت برگردی .

پیتر : چه خوابای قشنگی باسه خودت دیدی .

هیوا : اینا خواب نیست چون من راهشو پیدا کردم راهه فرار از این بدبختیو . و یه چاقو از جیبش در میاره و میزاره رو گردنش

جینی : می خوای چی کار کنی ؟

مینهو : این چاقو رو همین الان بزار کنار اگه این کارو کنی دیگه دوست ندارم . برای همیشه فراموشت میکنم

هیوا : در حالی که گریه می کرد ک پس همین کارو کن . باسه همیشه فراموشم کن .

نگین : ولی ما چی ؟ فکر نکردی بی تو میمیریم ؟

هیوا: بچه ها من همیشه باهاتونم . حتی اگه نباشم قلبم برای همیشه با شماست .

پیتر : این یه دستوره همین الان اون چاقو رو بزار کنار

هیوا : پیتر ممنون که همیشه مرافبم بودی حقیقتو قبول کن منو فراموش کن و یکی پیدا کن که لیاقت دل سوزیا یه تو رو داشته باشه .ا

هیوا میاد سمت مینهو لبشو میزاره رو لب مینهو و بلند میکنه ولی مینهو سر اونو از پشت می گیره و می بوستش بعد از دو دقیقه هیوا سر شو عقب می کشه و میگه این اولین و آخرین بو سه مون بود خدا حافظ . و چاقو روی گردنش فشار میده  مثل یه گل پر پر میشه و بکلی کل محو میشه .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 مرداد 1397 01:43 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.

The sketch is attractive, your authored material stylish.

nonetheless, you command get bought an edginess over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come further formerly again as exactly the same nearly a lot
often inside case you shield this increase.
سه شنبه 21 فروردین 1397 06:42 ق.ظ
Have been taking little over a month.
سه شنبه 21 فروردین 1397 03:30 ق.ظ
Have been taking little over a month.
شنبه 1 مهر 1396 04:13 ب.ظ
If you wish for to take a great deal from this article
then you have to apply these strategies to your won website.
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:11 ب.ظ
Appreciate the recommendation. Will try it out.
جمعه 17 شهریور 1396 01:25 ق.ظ
Good way of explaining, and good post to obtain data on the topic of my presentation focus, which i am going to
convey in institution of higher education.
چهارشنبه 15 شهریور 1396 12:31 ق.ظ
Somebody essentially assist to make severely posts I'd state.
This is the very first time I frequented your website page and up
to now? I surprised with the research you made to make this particular post amazing.

Wonderful task!
پنجشنبه 22 تیر 1396 06:19 ق.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.

The sketch is tasteful, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get bought an impatience over that you wish be
delivering the following. unwell unquestionably come further
formerly again since exactly the same nearly very often inside
case you shield this hike.
جمعه 22 اردیبهشت 1396 08:28 ق.ظ
Woah! I'm really loving the template/theme of this blog.
It's simple, yet effective. A lot of times it's hard to get that "perfect balance" between user friendliness and appearance.

I must say that you've done a great job with
this. Additionally, the blog loads extremely quick for me on Firefox.

Outstanding Blog!
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:26 ب.ظ
Oh my goodness! Impressive article dude! Many thanks, However I am having problems with your RSS.

I don't understand the reason why I cannot join it.
Is there anybody getting similar RSS problems? Anybody who knows the answer will you kindly respond?
Thanks!!
چهارشنبه 5 مهر 1391 11:44 ب.ظ
naaaaaaaa hivayi naro man khodam pitero mikosham mojaveze to ro ham baraye zendegi to zamin migiram........elina doroste dastanaye khodamam bokosh bokosh dare vali kasi tosh nemimire......
الینا ولی تو داستانای من میمیرن .
راستی بقیه خوناشاما چی شد تو کفشم ؟
سه شنبه 4 مهر 1391 04:53 ب.ظ
خب من اشتباه کردم نوشتم کرو
تو باید به روم بیازی حالا
اصلا key خوبه؟
منم بی خیالم.
الینا باشه به روت نمی یازم .
آره خوبه .
می دونم به خودم رفتی .
دوشنبه 3 مهر 1391 07:37 ب.ظ
are man khili taemino dos daram dar hade MARG . vali migam ke eshkal nadare bezar ba jini bashe
الینا آفرین . این تمین چی ؟
یکی دیگرو انتخاب کن
دوشنبه 3 مهر 1391 04:53 ب.ظ
الان عصبانی شدی؟
نمیدونم چرا یه حسی بهم میگه عصانی ای؟
الینا ببین این حستو جمع میکنی یا جمعش می کنم من کلا بی خیالم .عصبانیت تو کارم نیست
دوشنبه 3 مهر 1391 04:45 ب.ظ
عااااااااااااااااااشقتم
الهی قربونت برم.حالا اگرم داستان بعدیت فن فیک بود بعدیش دیگه داستانه دیگه؟
الینا جونم بازم مرسی.کرو ندی به کس دیگه ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
هر وقت اپیدی داستان جدیدتو یا فن فیکه جدیدتو خبرم کن منتظرم.
الینا باشههههههه کرو نمیدم به کس دیگه
دوشنبه 3 مهر 1391 03:37 ب.ظ
الینا جون خب چی میشه از الان رزروش کنیم.اگه تمین پرشد من میخوام با کی باشم.اخه من تا حالا تو هیچ داستانی نبودم^-^
یه کاریش بکن دیگه .من از الان گفتم.تو رو خدااااااااااااا نه نگو.اونجوری خیلی ناراحت میشم
قربونت فعلا بای بای اجی جون
الینا باشههههههههههههههههههه تو ام رزرو شدی
کی ماله تو البته اگه داستان بعدیم فن فیک نبود .
یکشنبه 2 مهر 1391 09:01 ب.ظ
are man khili khoshhalam ke mordam akhe ghashang mordam ama dobare zende misham o adam misham yani mese zamini ha misham/jiniiiii taemino az man nagir
ama hala chon toie bashe ba taemin bash ... T_T
الینا یعنی انقدر تمینو دوست داری ؟

یکشنبه 2 مهر 1391 07:51 ب.ظ
سلام اجی جون.خوبی ؟
فعلا که رها و جینی تمینو و کی رو گرفتن من دیر فهمیدم.
دفعه ی بعد اگه خواستی بنویسی اگه دوست داشتی منم میخوام یا با تمین یا کی یا اونیو باشم^_^
راستی هر وقت اپ کردی خبرم کن عزیزم.فعلا
الینا آخه هنوز که نمی خوام داستانو بزارم .هر وقت خواستم بزارم دو روز قبلش لینکشو میزارم هر کی خواست اون موقع بگه
یکشنبه 2 مهر 1391 06:08 ب.ظ
گفتم یا اما باتمین راستی اگه رها میخواست باتمین باشه منمااااا اونوبزار باکی
الینا جینی جانه من یه جوری هیوا رو راضی کن خیلی تمینو دوست داره اگه حریف هیوا شدیتمین ماله تو
اگه موفق شدی خبرشو بده
دوستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممممممممممممم.
فایتینگ
یکشنبه 2 مهر 1391 02:21 ب.ظ
من قبلانم بهت گفتم داستان داری میزاری من یاباتمین یاکی یامینهو
الینا بالاخره کدومش هر روز یه نفر اضافه میشه یه پیشنهاد دارم می خوای همه ی نقشای داستانو با اسم جینی بنویسم اونوقت شماره میازاریم مثلا جینی 1 با مینهو جینی 2 با اونیو و ...
نظرت چی ؟
شنبه 1 مهر 1391 08:50 ب.ظ
خوب به نظر منم فن فیک بذار...ولی اگرم داستان گذاشتی من یا با تمین یا با کی
الینا این تمین چقد خاطر خواه داره
شنبه 1 مهر 1391 08:48 ب.ظ
هیوا از خواب بیدار میشه...هههههههه
خییییییییییییلی قیشنگ بود الینا جونییییییییی...میسییییییییییی
الینا
یعنی همش خواب بوده ؟
یه راهنمایی من اهل سر کار گذاشتن نیستم . پس یه حدس دیگه بزن .
شنبه 1 مهر 1391 07:39 ب.ظ
hehehhhehehe agar bare geraaaaaaam bodiiiiiiiiiim raftim
.
.
.
par par shodam raaaaaaaaaaaaaaft , in alan rohame khodam nistam :D aliiiiiiiiiiiii bood khili royaiea . MAAAAAAAN MORDAM zende bad azadi
الینا الان تو خوشحالی ؟
شنبه 1 مهر 1391 05:34 ب.ظ
چی چی میگی برا خودت یه دونه میزنم بچسبی به دیواراااااا(شوخی کردم ناراحت نشی یه وقت)
الینا رو که نیست ؟
شنبه 1 مهر 1391 05:14 ب.ظ
فن فیک میخوام
الینا می دونستم
شنبه 1 مهر 1391 05:10 ب.ظ
سلام الینا جونم .داستان تو هم خیلی قشنگ بود عزیزم.الهی جینی راست میگه چرا مرد؟
بازم مرسی عزیزم.تو هم پارته بعدیشو زود بزار
الینا سلام ممنون از این که یه سرم به ما زدی
باشه زود میزارم
شنبه 1 مهر 1391 03:41 ب.ظ
چرا کشتیش
نه من میخوام بدونم چرا کشتیش اگه تاپارت بعدیش زندش کردی کردی وگرنه دیگه نه من نه تو دیگه هم از اون خبرا بت نمیدم
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
من حتما باید به کی برسم وخودم بادستای خودم پیترو بکشم هیواهم باید زنده بشه من هیچی حالیم نمیشه ها بهتم گفته بودم زود جوش میارم افتااااااااددد
الینا دوست ادشتم بکشمش .
حالا میگی چی کار کنم ؟
اگه میگی زندش کنم حالا به خاطر روی گل تو هم که شده بهت اجازه میدم فکر کنی زنده میشه . کی گفتی زود جوش میاری ؟من که یادم نمیاد اگه زود تر گفته بود ی اصلا نمیکشتمش ولی متاسفم من به شما و همه ی دوستان محترمتان تسلیت عرض میکنم وامید وارم غم آخرتون باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :