تبلیغات
Shawolstories - Love or die part 3/1
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 :: نویسنده : الینا

سلام . چطور مطورید؟

پارت جدیدو گذاشتم ولی چون حجمش زیاد بود مجبور شدم دو قسمتش کن.  سرتونو درد نیارم برید ادامه مطلب .

نظرم فراموش نشه .




عشق یا مرگ

پارت 3


اونیو: ا...ا..اشکالی نداره .

جونگ هیون :تمین راست میگه فکر خوبی تو چی فکر میکنی کی ؟

کی : به نظرم بد نیست خوبه تازه مینهو هم موافقه

رها : جینی من خسته شدم بریم ؟

آیدا:جینی اجازه بده دیگه .

هیوا : نخیرم ما باید بریم یادتون رفته برایه چی اومدیم اینجا .

جینی : حالا یه ر وز اشکال نداره که تا یه خونه جدید پیدا کنیم .تازه به همون چیزی که براش اومدیم هم کمک می کنه.

هیوا : ولی...

بقیه : هورا بالاخره را ضی شدی

توی ون مینهو هی به هیوا نگاه میکرد

تمین : مینهو عاشقش شدی ؟

مینهو که هو کرده بود :چ چی داری میگی ؟

کی که شنیده بود : راست میگه عشق از چشمانت لبریز میشه

جونگ هیون :خیلی خوشگلن انگار از آسمون افتادن زمین  چشمای رنگی .موهای مثل ابریشم .بدنی به سفیدی بلور .لبهایی به سرخی رز درست مثل داستانا

اونیو : میگم انقدر کتاب نخون واسه همینه دیگه

کی: از الان بگم اون دختره که اسمش جینی ست ماله منه .با توام جونگ هیون .

جونگهیون : حالا کی از اون خوشش اومد من از.............

 مینهو: یواش تر یوقت صداتونو میشنون ......

تمین : ما خودمونم به زور میشنویم اونا چطوری می خوان بشنون

از بین دختر ا رها که گوشای تیزی داشت همه ی حرفاشو نو می شنوه و ............

 

اتاق دخترا

جینی رو به رها : تو چت شده  ؟ از وقتی اونا رو دیدی رفتارت تغیر کرده!؟

نگین :نکنه عاشقشون شدی ؟

رها : این چه حرفیه میزنی !

آیدا : نمیدونی چقدر دلم به حالشون سوخت آخه خیلی ساده لوحن آسون تر از اونی که فکر می کردیم تو دام ما افتادن .

هیوا: تو دلت به حال خودمون بسوزه که اگه موفق نشیم .نابود میشیم .

جینی : حواستون باشه یارا رو که انتخاب کردیم فردا باید اونا رو به طرف سفینه بکشونیم .

رها : ولی این نامردیه .چرا اینا ؟. من یکی نمیتونم .

 هیوا: اگه نمی تونی همین الان تا نقشه مارو هم خراب نکردی برگرد .

رها : ولی آخه .اونا..

هیوا : آخه بی آخه .اگه نمی خوای برگرد

نگین : هیوا یه لحظه صبر کن . رها چی گفتی اونا چی؟

رها :هیچی ولش کن

 

فردا صبح

نگین زود تر از همه بیدار میشه و میره حیات تا هوایی تازه کنه اونیو رو می بینه که رو چمنای باغچه دراز کشیده وقتی اونو میبینه یاد حرفای دیشب بین خودشون میفته چشاشو میبنده یه نفس عمیق میکشه وبه خودش میگه : تو میتونی نگین .تو موفق میشی نگران نباش. اگه نمی خوای که بمیری پس زود دست به کار شو.این که کار سختی نیست و بسمت اونیو میره .

نگین : صبح بخیر

اونیو : صبح تو هم بخیر

-:برای چی اینجا خوابیدی؟

-:هر وقت دلم میگیره  یا دلم برای کسی تنگ میشه اینجا میامو آسمونو نگاه میکنم از اینجا ابرا خیلی قشنگن .

البته اونیو خودش دلیل این کارش رو نمی دونست یعنی نمی دونست برایه چی اینارو داره واسه نگین توضیح میده در هر صورت از این کارش حس خوبی داشت

اونیو به کنار خودش اشاره میکنه و میگه :بیا تو هم اینجا دراز بکش و آسمونو نگاه کن .

نگین هم میره درست کنار اونیو رو چمنا دراز میکشه

نگین : واااااااااای !!اسمون چقدر از زمین قشنگه

اونیوکه منظورشو نفهمیده بود با تعجب نگاه میکنه  نگاش میکنه

نگین که متوجه سوتیش شده بود میگه  : یعنی از این زاویه قشنگه

رها که آشپزیه خوبی داشت تصمیم میگیره به خاطر اینکه یه ذره از عذاب وجدان خودش کم کنه برای اعضای شاینی صبحونه درست کنه

رها : تخم مرغ تو یخچال نیست میرم بگیرم

آیدا : نمی خواد خودم میرم می خوام یه چیزیم برایه خودم بخرم

رها : باشه تا تو بری منم بقیه چیزا رو آماده میکنم

جونگهیون : منم باهاش میرم آخه می خوام یه کم هوا بخورم .

آیدا و جونگ هیون با هم به مغازه میرن تا تخم مرغ بخرن .

رها داشت آشپزی میکرد که تمین میاد طرفش

تمین : کمک نمی خوای ؟

رها : نه ممنون خودم انجام میدم

تمین : پس این یعنی کاری برای انجام دادن هست و آستینشو با لا میزنه تا به رها کمک کنه

کی از خواب بیدار میشه از بیرون پنجره جینی رو میبینه که رو تاب نشسته و اروم اروم تکون میخوره میره تو حیات دستشو میزاره رو چشمای جینی

-: اگه گفتی کیم؟

جینی :معلومه رها . آخه کی بجز تو ازین کرما میریزه.   و دست کی رو از رو چشماش بر میداره و دور گردنش حلقه میکنه وقتی دست کی رو میگیره متوجه میشه که دست نگین نیست بر میگرده و پشتشو نگاه میکنه  با تعجب سریع دستایه کی رو ول میکنه

جینی : متاسفم

کی : من کرم ریختم پس من متاسفم .یعنی به من نمیاد از این کرما بریزم ؟

جینی : منظوری نداشتم فکر کردم..........

کی : خودم فهمیدم وشروع میکنه به هل دادن جینی که روی تاب بود

جینی: بابت دیروز ممنونم .

کی  که منتظر فرصت بود خوشحال میشه و میگه : می خوای جبرانش کنی ؟

جینی با تعجب میگه : چه جوری ؟!!!

کی تابو نگه میداره میاد جلوی تاب دست جینی رو میگیره و از رو تاب بلندش میکنه .

کی : مثل دیروز دوباره بیا تو بغلم

جینی تا میاد جواب بده کی سریع دستاشو پشت کمر جینی میزاره و بغلش میکنه

جینی این زمان رو بهترین فرصت برای عملی کردن نقشش میبینه و در همن حالت میگه : شب وقت داری باهم شام بخوریم می خوام یه چیزی بهت بگم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 04:31 ب.ظ
I love what you guys are up too. Such clever work and coverage!
Keep up the amazing works guys I've you guys to my personal blogroll.
چهارشنبه 5 مهر 1391 11:19 ب.ظ
her her eval jini khob key ro khar kar............me30
bOoOoOoOoOooS
الینا me too kissssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssssss
شنبه 1 مهر 1391 10:32 ق.ظ
بی سواد اس دیگه چیه اس= راس
الینا منظورتو نمیفهمم
شنبه 1 مهر 1391 10:32 ق.ظ
هه اس میگی حواسم نبود.....خوب خیلی قوشمنگ بود..........این و دیگه کسی نگفته فک کنم
الینا تو که گفتی .
جمعه 31 شهریور 1391 08:01 ب.ظ
آجی بسی زیبا بوووووووووووووووووووووود
الینا چه جالب الی هم همینو گفت .
جمعه 31 شهریور 1391 12:44 ب.ظ
خیلی بی معرفتی بهم نگفتی اپی
اما داستانت داره قشنگ میشه
الینا ببخشی جینی جون پارت بعدی میگم .
یعنی قبلش قشنگ نبود ؟
{قهر}
پنجشنبه 30 شهریور 1391 11:10 ب.ظ
ممنون
الینا خواهش
پنجشنبه 30 شهریور 1391 04:59 ب.ظ
بسی زیبا بود
الینا بسی سپاس گذارم
پنجشنبه 30 شهریور 1391 12:24 ب.ظ
elina man vaghean asheghe dastanet shodam man bedavam parte badi
الینا اونم عاشقت شده .
تو پارت بعدی منتظرتم سارینا جونی .
پنجشنبه 30 شهریور 1391 12:03 ب.ظ
سلاااام پارت اولو خوندم واقعا مثل رویاست کاش هیچ وقت تموم نمی شد کاش واقعی بود میرم پارت 2 رو بخونم
الینا پس تو پارت بعدی می بینمت .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :