تبلیغات
Shawolstories - Dream high-10
 
Shawolstories
ما ژول ورن هستیم که هنوز کشف نشده ایم
دوشنبه 20 شهریور 1391 :: نویسنده : الیکا


تا اینکه ساعت12مینهو و تمین میان خونشون و میبینن که الیکا خوابیده.

مینهو:این بچه چرا خوابیده مگه با هم قرار نداشتیم؟

الینا:این دیگه چه وضعشه،این بیچاره از ساعت8صبحه مونده منتظر تو الان فقط  سه

ساعته خوابه!

تمین:وای...این عادتش به تو سرایت نکنه؟تو هم واسه من فقط یه ساعت منتظر موندی؟

- معلومه.من مشغله دارم،بیکار که نیستم.

یهو یه صدای عجیبی میاد همه برمیگردن میبینن الیکاس داره تو خواب داد میزنه میگه:

- آب میخوام.(فارسی)

مینهو رو به الینا:ترجمه کن.

- یعنی برو از تو کابینت یه لیوان وردار آبش کن بهش بده بخوره.

- چه طولانی بود!

بعد با یه لیوان آب میره تو اتاق و میدش به الیکا و منتظر میمونه  تا الیکا ببینتش و

تعجب کنه اما الیکا اصلا چشماشو باز نکرد.و گفت:

- الینا چه قدر دستات بزرگ شده!

مینهو یاد قصه شنل قرمزی میوفته خندش میگیره.

الیکا:الینا بیا بخواب اینجا.نمیخواد دیگه منتظر بمونی اینا حالا حالاها نمیان.

و بعد دست مینهو رو میکشه و میندازش رو تخت.

مینهو تعجب کرده بود و هیچی نمیگفت و فقط الیکا رو نگاه میکرد.(خوب پاشو

دیگه.اینم از خداش بوده)

الیکا حس میکنه که الینا نیست؛پس  تصمیم میگیره چشماشو باز کنه.

وقی بازشون میکنه مینهو رو میبینه که کلا دوسانت باهاش فاصله داره!الیکا بدون هیچ

حرفی و تعجبی اونو بوس میکنه.

مینهو بلاگرفته هم که از خداش بوده ادامه میده.دو دقیقه بعد مینهو کنار میکشه و میگه:

- پاشو بیا تو حال یه کار مهم باهات دارم.

بعد میرن تو حال و تمین میگه:

- ما قراره آلبوم جدیدمونو تو ژاپن بیرون بدیم که حدودا سه ماه طول میکشه.

الینا:یعنی سه ماه نمیتونم ببینمت؟

- من و مینهو خیلی سعی کردیم که یه کاری کنیم همینجا بخونیمش ولی نشد.

- من و الیکا دوست نداریم به خاطر ما تو کارتون مشکل ایجاد شه.با خیال راحت

برید.ما منتظرتون میمونیم.

- یادت باشه که تو فقط مال منی.

- این مدت فرص خوبیه که با مردای دیگه قرار بذاریم.

الیکا:آره،خیلی خوبه ماهم وقتی شما برمیگردین با تجربه ی بیشتری با شما قرار

میذاریم.

مینهو:تجربه چی؟لازم نکرده.ما همینجوری شما رو دوست داریم.

تمین:اگه جرات داری با مردای دیگه قرار بذار.دیگه از این به بعد بدون ما کلوپ رفتن ممنوع!

الیکا:چه قدر راجب این حرف میزنید،روز آخری رو کوفتمون نکنید.بیاید تو خونه ما یه

مهمونی بگیریم و به بقیه هم بگیم بیان خوش باشیم مثل اولین شبی که با هم بودیم.

مینهو:یعنی میخوای رو میزی رو بسوزونی؟

- نه بابا،اون موقع پولشو شما دادین اما اگه الان بسوزه،باید خودمون پولشو بدیم.

موقعیت:ساعت8شب خونه الینا و الیکا

شاینی میاد خونشون و یه بویی رو حس میکنن.

الینا:حال میکنید دوتا دوست مثل ما داریدا،ماشاالا یه پا هنرمند!

مینهو:باشه یانگوم،اون یکیتون کوش؟

- تو آشپزخونس.

الیکا داشت دستشو میشست که یهو مینهو از پشت میاد میپره و الیکا رو میترسونه و

اونم که فکر میکنه الیناس سر شیرو میگیره جلو سورت مینهو!(شیرش تلفنی بوده)

وقتی میفهمه مینهو بوده شیر آبو میبنده و ریلکس میگه:

- سلام!

مینهو هم تو شک گیر کرده بود هیچی نمیگفت و الیکا یه دستمال برداشت و صورتشو

خشک کرد و کتشو در آورد و آویزون کرد و گفت:

- تا برید خشک میشه!

- خواهش میکنم که خیسم کردی.

- قابلی نداشت عزیزم!

از اونور جونگ هیون دادمیزنه:منگشنمه.......................................................

اونا غذا رو میارن و تمین پیش الینا میشینه.

الینا:این اسمش زرشک پلو با مرغه.برنج بکشید و روش آب مرغ بریزید.اینطوری...

و بعد یه تیکه گوشت بر میداره و تمیزش میکنه و آب مرغ و برنج میریزه روش و یه

قاشق ازشو میذاره تودهن تمین.

غذا رو میخورن و دور هم میشینن و بستنی میخورن.

الینا:این آخرین شبیه که با همیم به عنوان آخرین حرف ازتون ممنونیم.

کی:چه فایده داره،تشکرش که فقط واسه مینهو و تمینه!

الیکا از اونور میاد و لپ کی رو بوس میکنه و میگه:

- ما اعضای شاینی رو کنار هم دوست داریم.

مینهو حسادت میکنه و میگه:

- خدا بده شانس،کاش من جاش بودم.

الیکای حواس پرتم میگه:

- مگه همین امروز صبح تو رخت خواب بوست نکردم؟همچین میگه که انگار....

(متوجه سوتیش میشه و دیگه چیزی نمیگه)

مینهو خجالت میکشه و سرشو میندازه پایین.الینا هم خندش گرفته بود ولی جلوی خودشو

گرفت که قهقه نزنه.

تمین خواست بحثو عوض کنه گفت:

- تو همش سوتی میدی.میخوای از این به بعد خانوم سوتی صدات کنیم؟

- چیـــــــــــــــــــــــــ؟!اونوقت منم تو رو تمین خانوم صدا میکنم.

- نخواستیم بابا.

ساعت11کنار هم میشینن و اونیو میگه:بچه ها من دیگه خوابم میاد فردا ساعت6صبح پرواز داریم.

تمین در گوشه مینهو میگه:من با الینا کار دارم،میخوام ازش خداحافظی کنم تو اینا رو یه جوری

بپیچون.

- گرفتم.یه دقیقه وایسا.

رو به بچه ها میگه:خوب من میرسونمتون .الیکا رو هم میارم یه دوری باهاش بزنم.

جونگ هیون:پس تمین چی؟جا نداریم که.

- اِی وای...یادم رفت تمینم هست.تمین تو بمون میام برمیگردونمت.باشه؟

تمین:باشه اشکالی نداره.(آروم میگه)گندت بزنن با این نقشت.

مینهو اون سه تا رو میرسونه ...







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 28 شهریور 1396 01:21 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd without a doubt donate to this brilliant blog!
I suppose for now i'll settle for bookmarking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to fresh updates and will share this website with my
Facebook group. Talk soon!
سه شنبه 14 شهریور 1396 12:02 ب.ظ
I believe everything posted made a great deal of sense. But,
what about this? what if you were to create a killer post
title? I am not saying your content isn't solid, but suppose you added a title to maybe grab
a person's attention? I mean Shawolstories - Dream high-10 is
kinda plain. You should glance at Yahoo's
home page and note how they create post headlines to grab viewers to
open the links. You might try adding a video or a pic or two to get readers
excited about what you've got to say. In my opinion, it could
make your posts a little bit more interesting.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 01:54 ب.ظ
It's going to be finish of mine day, but before finish I am reading this great piece of writing to improve my experience.
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:46 ق.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a coworker who
was doing a little homework on this. And he in fact ordered me lunch due to the
fact that I found it for him... lol. So let me reword this....
Thanks for the meal!! But yeah, thanx for spending time to talk about this
issue here on your web page.
سه شنبه 21 شهریور 1391 03:08 ب.ظ
الیکا جونی برای داستان وب ثارگلی من فقط تونستم عکس کی رو گیر بیارم...همونایی که خودت بهم داده بودی...ولی عکس جی سوما نیومد...بعدش برای عکسای من و ثارگلی و خودت و هستی ازیتا هم بهم لینک بده
الیکا باشه
سه شنبه 21 شهریور 1391 01:29 ق.ظ
خیلی باحال بود.ممنون
الیکا مرسی
دوشنبه 20 شهریور 1391 06:41 ب.ظ
بچه هاMBC INTداره پسران بر تر از گل دوبله عرب میده!
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:18 ب.ظ
bali digar hala bepar to baghalam
الیکا اومدم
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:17 ب.ظ
asheghetam elikaa.booooooooooooos
الیکا بووووووووووووووس
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:16 ب.ظ
sarina che havasiii dariiiiii rast migiya.
الیکا هه هه
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:15 ب.ظ
elika mojodeeeeeeeeeee
الیکا آره
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:11 ب.ظ
ajab in taemin naghola shode cheshe mano dor dide..................hehe hala migam ke minho jan baba inam nagshe bod to keshidi?????????????nakhshe ghati bod???????????ehemehem rasti to ham az mogheyiat estefade kardio minho ro.......................kardi.(nishkhand)taemin havaset bashe to ke khodet az hame bishtar soti midi faghat 4ya5 bar to concertat sotidi
الیکا واقعنا...والا چی بگم...به روم نیار خجالت میکشم...آره منم دیدم خیلی سوتی میده
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:11 ب.ظ
na khodayiiiii minho ba to chi kar dare mikhay baraye etminan biyam havato dashte basham.
الیکا آره آبجی
دوشنبه 20 شهریور 1391 05:08 ب.ظ
he he he khili bahal boood.[قهقه]
in taemin nesfeshabi to ye khone khali ba elina chikar dare.[سئوال]
asheghetam.....
الیکا مرسی
فکر بد نکن
منم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام.ما دوتا شاول به نام های الیکا الینا هستیم واینجا براتون داستان های شاینی رو میذاریم تابخونید و بخندید!اگرم دوست داشتید با ما تبادل لینک کنید ما رو با اسمShawolstoriesبلینکید بعدم ما رو خبر کنید تا شما رو لینک کنیم.
راستی تو نظر سنجی هم شرکت کنید و ما رو با نظراتتنو خوشخال کنید.
وب گردی خوش بگذره!

مدیر وبلاگ :
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :